Sponsored
منو
اعتراف سحر - اولین بار که خیانت کردم

اعتراف سحر - اولین بار که خیانت کردم

332 words 2 min read 555 reads Jul 2, 2026
من سحر، ۳۷ ساله، ۱۲ سال ازدواج کرده‌ام و دو فرزند دارم. همیشه به خودم می‌گفتم که زن محترم و وفاداری هستم... اما بعد از ۳۴ سالگی احساس کردم که شوهرم دیگر مرا ارضا نمی‌کند.

من سحر، ۳۷ ساله، ۱۲ سال ازدواج کرده‌ام و دو فرزند دارم. همیشه به خودم می‌گفتم که زن محترم و وفاداری هستم... اما بعد از ۳۴ سالگی احساس کردم که شوهرم دیگر مرا ارضا نمی‌کند. آلت او کوچک و زودانزال است و رابطه جنسی بین ما به روتینی خسته‌کننده تبدیل شده بود. اولین بار با برادر شوهرم (صالح) بود. صالح برای دیدن ما به خانه آمده بود، شوهرم برای کار به مدت یک هفته سفر کرده بود. صالح چهار سال از شوهرم بزرگ‌تر، قدبلند، ورزشکار بود و همیشه متوجه می‌شدم که با نگاه‌های شهوت‌آمیز به من نگاه می‌کند. در روز سوم، بعد از خوابیدن بچه‌ها، با هم فیلم تماشا می‌کردیم. روب ابریشمی نازکی پوشیده بودم که زیر آن چیزی نبود. کنارم روی کاناپه نشست و بعد از مدتی دستش را روی رانم گذاشت. مانعش نشدم. شروع به بوسیدن گردنم کرد و زمزمه کرد: «تو خیلی از زنم خوشگل‌تری سحر... شوهرت لیاقت تو را ندارد». نتوانستم مقاومت کنم. قلبم تند می‌زد و کسم خیس شده بود. گذاشتم روب را بالا بزند و با انگشتش کسم را لمس کند. از میزان خیسی‌ام شوکه شده بود. مرا روی کاناپه بلند کرد، پاهایم را باز کرد و یک‌باره آلت بزرگ و ضخیمش را داخل من فرو کرد. آآآه... از درد و لذت همزمان فریاد زدم. آلت او خیلی بزرگ‌تر از آلت شوهرم بود، همه‌جا را پر می‌کرد و به عمق‌هایم فشار می‌آورد. نیم ساعت با قدرت مرا می‌زد، موقعیت‌ها را عوض می‌کرد: روی کاناپه، روی زمین، و در نهایت مرا چهار دست و پا کرد و از پشت مرا پاره کرد. داخل کسم خالی کرد در حالی که از ارگاسم می‌لرزیدم. از آن روز معتاد شدم. هر وقت صالح می‌آمد، او را در هر جایی از خانه می‌گرفتم، حتی در اتاق خواب و تخت شوهرم. این اولین خیانت زندگی‌ام بود... و بعد از آن نتوانستم جلوی خودم را بگیرم.

Sponsored
وارد حساب خود شوید یا یک حساب جدید ایجاد کنید
رمز عبور خود را فراموش کرده‌اید؟

آدرس ایمیل خود را وارد کنید و ما لینک بازیابی رمز عبور را برای شما ارسال خواهیم کرد.

← بازگشت به ورود