عشق، ازدواج و دیگر ایدههای بد
مشاور ازدواج، دکتر پال هایلند، در حد تحمل خود رسیده است. پس از سالها مقابله با آرایه بیپایان مشکلات دیگران، پال خود را با یک مسئله شخصی روبرو میبیند — او دیگر به عشق باور ندارد. تا اینکه آوریل، یک عروس زیبا، بیاختیار از او مشورت میخواهد. جرقهها میزنند gdy یک شیء غیرقابلجابجایی مانند پال هایلند با یک نیروی غیرقابلتوقف مانند آوریل روبرو میشود. چگونه دو موجود متضاد میتوانند زمین مشترکی یابند؟ آیا میتوانند؟ یا این تنها جلسه دیگری در مشاوره پرکار دکتر هایلند است، که به نام زندگی او شناخته میشود؟
0 نظر