Sponsored
منو
اعتراف مرفت: آتشی که هیچ‌کس نمی‌بیند

اعتراف مرفت: آتشی که هیچ‌کس نمی‌بیند

284 words 2 min read 242 reads Jul 3, 2026 مرفت
مرفت زنی متأهل است، اما سال‌های غفلت و محرومیت آتشی خاموش‌نشدنی در درونش ایجاد کرده… تا جایی که شروع به جستجوی نگاهی، کلمه‌ای یا شخصی کرد که احساس زن بودن مطلوب را به او بازگرداند.

مرفت زنی متأهل است که در خانه‌ای کامل از بیرون زندگی می‌کند… شوهر، نام خانوادگی، و مردمی که او را «راحت» می‌بینند.
اما پشت در، در حال تجربه کمبودی بود که نمی‌دانست چگونه توضیح دهد.

شوهرش با جسمش حاضر بود، اما با قلبش غایب.
به حرف‌هایش گوش نمی‌داد، متوجه تغییر صدای او نمی‌شد و آن نگاه طولانی را که می‌گفت درک نمی‌کرد:
«من نیاز دارم احساس کنم که مطلوبم… نه فقط همسری روی کاغذ.»

روزها گذشت و با هر شب سرد، آتش درونش بزرگ‌تر می‌شد.
نه فقط آتش خیانت… بلکه آتش زنی که آنقدر مورد غفلت قرار گرفته بود که شروع به جستجوی خودش در نگاه غریبه، در کلمه‌ای گذرا، در توجه کوچکی کرد که آنچه را مدت‌ها سعی در پنهان کردنش داشت شعله‌ور می‌کرد.

و در شبی که با شوهرش دعوا کرده بود، تنها به رستورانی آرام رفت.
قصد برنامه‌ریزی برای چیزی را نداشت… فقط می‌خواست از خانه، از سکوت و از احساس نامرئی بودن فرار کند.

اما آنجا… مردی ناشناس نشسته بود.
نگاهش عادی نبود.
او را همان‌طور می‌دید که شوهرش سال‌ها ندیده بود.

یک بار به او لبخند زد… او نادیده گرفت.
سپس بار دوم لبخند زد… گیج شد.
اما در بار سوم، احساس کرد چیزی درونش بیدار شده است.

و از همان لحظه، مرفت شروع به پرسیدن خطرناک‌ترین سؤال از خودش کرد:
آیا خیانت از جسم آغاز می‌شود… یا از لحظه‌ای که در آن غریبه‌ای آنچه را عزیزترین افراد از تو دریغ کرده‌اند به تو می‌بخشد؟

اعتراف کامل مرفت را دنبال کنید… زیرا آنچه بعد از آن رخ داد فقط یک شام گذرا نبود.

Sponsored
وارد حساب خود شوید یا یک حساب جدید ایجاد کنید
رمز عبور خود را فراموش کرده‌اید؟

آدرس ایمیل خود را وارد کنید و ما لینک بازیابی رمز عبور را برای شما ارسال خواهیم کرد.

← بازگشت به ورود